آن روزها که ریش!



داروگر
دهه ی شست .



کارتاژ |سه شنبه 31 شهریور 1388 01:23 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

منِ منِ من



یک ماکیاولیست می داند که باید از همه چیز و همه کس بگذرد برای رسیدن به هدفش ، باید همه چیز و همه کس را نابود کند ( زیر پایش له کند ) تنها برای این که به هدف خودش برسد.
اما یک ماکیاولیست احمق مثل من ، زمانی که همه چیز و همه کس را زیر پایش له کرد ، تازه یادش می افتد که هیچ هدفی ندارد که !




کارتاژ |دوشنبه 30 شهریور 1388 11:35 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

-



خدای من خدای خالق یا خدای ناظم نیست ؛ حتی آن خدای مُهیمن هم نیست. خدای من یک خدای پگانیِ چوب به دست است که وقت هایی که من می خواهم ابرها را با چوبش می زند کنار تا آسمان را ببینم و وقت هایی که من رنجیده خاطرم ،ابرها را می آورد توی آسمان. 



کارتاژ |دوشنبه 30 شهریور 1388 11:10 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

نماد گمشده



احمقی که میخواد ( تصمیم گرفته است ) انگلیسی را با خواندن کتاب جدید براون ( + بابیلون ورژن 7 ) بیاموزد.
- آقای شهرابی عزیزتر از جان ، با سپاس قلبی و فراوان از ترجمه ی دو فصل اول ، تا آخر عمر بنده تان می شویم اگر فصول بعدی را هم در یکی دو روز آینده ترجمه کنید.

- ارسال شده در حال و هوای این روزهای خودم !




کارتاژ |دوشنبه 30 شهریور 1388 09:52 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

-



چپ ها رفتند و گورشان را گم کردند ؛ اما این جنون بچه گانه ی " همه چیز مبارزه است " را برای بشریت باقی گذاشتند.
این که هر روز می شنوید که می گویند اگر آن ها خواستند فلان کار را بکنند ، شما فلان کار را بکنید و اگر آن ها بهمان کار را کردند شما هم یک کار دیگر بکنید ، از همین میراث احمقانه ی چپ هاست. لااقل جامعه ی ما فعلا به لیبرال های کارکُنی ، مثل کارگزارانی ها بیشتر احتیاج دارد تا وراج های پوپولیستی مثل خاتمی و ...




کارتاژ |یکشنبه 29 شهریور 1388 05:14 ق.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

-



این که پنج شنبه ها بشود عین سه شنبه ؛ جمعه هم بشود عین سه شنبه ، آن وقت امروز که شنبه باشد دیگر چه دلیلی دارد که عین سه شنبه  نشود؟



کارتاژ |شنبه 28 شهریور 1388 05:46 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

69



من و بازجوم انقدر با هم رفیق بودیم که حتی گاهی وقتا جامون را با هم عوض می کردیم و اون شیشه نوشابه اش را میداد دست من !



کارتاژ |پنجشنبه 26 شهریور 1388 05:52 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

شیخنا



غلامحسین کرباسچی : شما در مقام ریاست جمهوری مصمم هستید که از هر ابزاری ، حتی آبروتون برای این کار استفاده کنید؟

مهدی کروبی : حتما این کار را می کنم ؛ اولا بنده قهرمان نیستم ، ثانیا هم یه سابقه و عقبه شما می دونید که دارم که به قهرمانی کاذب هیچ احتیاجی ندارم. ... من حاضرم تمام توانم را برای این کارها بذارم و از اون قهرمانی هام ، هیچ به دنبالش نیستم ، منافع مردم ، گرفتاری مردم ؛ زندگی مردم ؛ عزت و اقتدار این ملت ، برامون واقعا مهمه ....

غلامحسین کرباسچی : امروز هم اگر که شما رییس جمهور باشید ، فکر می کنید که دنبال خط امام ، از آبروتون مایه بذارید؟ ... شما دلخوش نباشید که براتون کف بزنن که شما قهرمان مبارزه ی با آمریکا هستید ، دلخوش باشید که واقعا برای این 12 میلیون نقر فقیر آمار رسمی یه فکری بکنید ، ولو به قیمت این که بگن شما سرتون را پایین اوردید و به هر حال این جام زهر را نوشیدید.

....

غلامحسین کرباسچی : آقای عبدی میگن آقای کروبی آدم بامرامیه ، ایشالا بعد از ریاست جمهوری هم بامرام بمونید. در مقابل کسانی که تعبیر ایشون اینه که بی مرام هستند !

- آقای کروبی ، تاریخ ایستادگی را از شما خواهد آموخت.




کارتاژ |دوشنبه 23 شهریور 1388 02:26 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

همراه با تکه های میوه



من گناه بزرگی در حق تمامی فلاسفه ی علم انجام دادم که هرگز خودم را نمی بخشم و حاضرم به خاطر آن هرگونه بازخواست و تنبیهی هم شوم : آنجا که بر نگشتم بزنم توی گوش کسی که بار اول عبارت " باور صادق موجه " را از من شنید و چند دقیقه بعدش داشت راجع بهش با خودم بحث می کرد.



کارتاژ |جمعه 20 شهریور 1388 10:30 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

-



از جد ما نقل می کنند که زمان میان سالی اش ، در یکی از دهات اطراف اراک یک نفر ادعای امام زمانی می کند ؛ تقریبا همه ی مردم ده بلند می شوند و می روند ببینند این امام ظهور یافته را.
مردمی که می رفته اند ، هی به این جد ما اصرار می کنند که شما هم بیا برویم خدمت آقا برسیم که ایشان قبول نمی کند که نمی کند.
تا این که یکی از دوستان نزدیک جد ما ، با اصرار زیاد او را راضی می کند که : بیا برویم ، خودت با چشم خودت ببین ، اگر فکر کردی دروغ می گوید برگرد و بیا دیگر ، خلاصه هم فال است و هم تماشا.
آقا مطلب را کوتاه کنم ، ماجرا تا آنجا پیش می رود که این ها می رسند خدمت آن امام و می بینند که ایشان نشسته است و دستش را گذاشته روی پایش و مردم توی صف طویلی ایستاده اند و دارند دست ایشان را می بوسند.
رفیق جد ما ، رو میکند به جد بزرگوار ما و می گوید : حالا خودت باورت شد که این خود امام زمان است؟
جد ما هم می گوید : به خدا خود خود امام زمان است ، چون اگر هر کس دیگری به جز خود امام زمان بود به این مردمی که این جوری توی صف هستند ،  به جای این که بگوید دستم را بوس کنید می گفت بیایید آنجایم را ببوسید!

لینک نیمه مرتبط : احمدی نژاد درون ما



کارتاژ |چهارشنبه 18 شهریور 1388 12:17 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

جانم ملول گشت



مایی که انقدر کر شده ایم که " زبانی که هم زبان تو شده است"  را بدون لکنت نمی شنویم ، خب حقمان فرعون است دیگر ، شاه ِ آب آورده را با ما چه کار؟




کارتاژ |دوشنبه 16 شهریور 1388 04:48 ق.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

آفرینش



قسمتی از اثر آفرینش

نمیدانم شما به دعا اعتقاد داری یا نه ، ولی راستش الان مدت زیادی است که هر وقت از آن خیابان ولی عصر رویایی میگذرم توی دلم هم که شده دعایت می کنم ، احمد نادعلیان عزیز. (+)

- بی ربط : برهانی که رد شد.



کارتاژ |یکشنبه 15 شهریور 1388 06:50 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

فوق دیپلم



زن ها ( و یا دخترها ) دلایل زیادی دارند که می روند سرِ کار ؛ البته این دلایل اولیه نیستند ، یعنی به خاطر این دلایل نیست که می روند سرِ کار ؛ بلکه اگر کسی بهشان بگوید چرا می روی ، یا مثلا یکی بگوید که نرو ، این دلایل را می آورند.
اما از بین همه ی این دلایل یکی هست که از همه قوی تر است و خب بین همه هم مشترک هست :
این همه سال رفتم درس خوندم ، حالا بشینم تو خونه؟

- من حتی دلایلی که خدا با آن اثبات می شود را نیز تمام و کمال می پذیرم.




کارتاژ |چهارشنبه 11 شهریور 1388 11:12 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

دریغ است ایران که ویران شود؟



دو تایی وسط بادها جوری تلو تلو می خوریم که انگار داریم می رقصیم ، من دست تو رو میگیرم ، تو دست منو میگیری ، همه ی دشت را همین جوری طی می کنیم ، باد که شدیدتر میشه ، موهاتو باز میکنی تا باد شروع کنه به غوغا کردن ؛ یاد زادگاه مشترکمون می افتم : زاگرس ! تو اون ور زاگرس ، من این ور زاگرس ، همون جایی که فصل سردش ، خیلی زودتر از این جا ها شروع می شه.
همین جوری که داریم تلو تلو میخوریم ، من دست تو رو میکشم ، تو دست منو می کشی ، گاهی وقتا یواشکی بغلت می کنم و تو هم گاهی وقتا یواشکی منو بوس می کنی ؛ باد میاد توی موهات می پیچه و غوغا میکنه ، عین یه اسب چموش می چرخه دورمون ، بعد تو بر میگردی میگی : بیا دیگه جلوتر نریم ، من می ترسم گم بشیما.
که من بهت می گم : نترس ، سربازای گم نام امام زمان دارن می پامون.





کارتاژ |یکشنبه 8 شهریور 1388 03:20 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

یه قرون بده آش ، به همین خیال باش



تمدنی که تمام*  ضرب المثل هایش تا این حد سخیف باشند ، تمام تاریخش مملو از حاکمانی این گونه است.

* بر تمام هم تاکید دارم .




کارتاژ |شنبه 7 شهریور 1388 04:59 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

عشق بازی به سبک روسی



+ عزیزم یه چیزی ازت بپرسم راستِ راستشو میگی؟
- آره عزیز دلم
+ تو قبل از من هم با کسی رابطه ی جنسی داشتی ؟
- اوهوم
+ با کی ؟
- با بازجوم!




کارتاژ |سه شنبه 3 شهریور 1388 02:13 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

-



یارو یه جوری میاد تو کامنت ها فحش میذاره که هرکی ندونه ، فکر میکنه من گرفتم مادر طرفو  ...



کارتاژ |دوشنبه 2 شهریور 1388 01:30 ب.ظ
کامنت : نظرات

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _