ما ایرانی ها یک عادت عجیبی داریم ، که خب چون هنوز اسم رویش نگذاشته ایم مجبورم با مثال توضیحش دهم :
تصور کنید یکی از ما ، از کلاس اول دبیرستان ؛ می رود کلاس کنکور های مختلف ، در آزمون های مختلف شرکت می کند ، انواع کتاب های مختلف را می خواند ، برای هر درسش کلی معلم خصوصی می گیرد ، که کنکور قبول شود. خب مسلما کسی که این همه تلاش می کند ، نتیجه ی تلاشش را می گیرد و می شود نفر اول کنکور ؛ تا اینجا که همه چیز خوب بوده است ، اما آن عادت عجیب ایرانی از وقتی شروع می شود که این شخص را می آورند توی تلویزیون و یهو میزند زیر همه چیز : نه ! من اصلا تا حالا تو عمرم کلاس کنکور نرفتم ، من تا حالا معلم خصوصی نداشتم ! من تا حالا کنکور آزمایشی ندادم و الخ.
بعد ما که همه می شناسیم این ولد زنا را که دارد عین سگ دروغ می گوید ، همین جوری توی دلمان بهش فحش می دهیم.
اصلا بگذارید یک مثال دیگر هم بزنم : یکی از هم دانشگاهی های شما تصمیم میگیرد که یک ترم فلان درس را بخواند و نمره ی خوب بگیرد ، دیگر با هیچ کسی بیرون نمیرود ، جواب تلفن هیچ کسی را نمی دهد ، همه اش توی پر و پاچه ی استاد آن درس وول می خورد ( اگر دختر باشد ، خیلی بیشتر ) و خلاصه آخر ترم نتیجه ی درس خواندن ها و زحمت هایش را میگیرد و نمره ی آن درس 20 می شود. دوباره ناگهان ورق بر میگردد : من ؟ من که تا حالا درس نخوندم ! اصلا نمی دونم چرا 20 شدم ؛ من کلا 2-3 ساعت جزوه ی یکی از بچه ها را نگاه کردم.
حالا شما بیا و بگو که برادر من ، خواهر من ، خوبه همه دیدن که تمام طول ترم داشتی کون خودت را جر می دادی که نمره ی خوب بگیری ، اما مگه اثر می کنه ! نه آقا ، ایشون هیچی درس نخوندن و یهوئکی نمره شان 20 شده.
حالا خب معلوم است دیگر ، همین آدم می شود کاندید ریاست جمهوری مملکت ( اصولا در ایران همین مدل آدم ها می شوند کاندید ریاست جمهوری مملکت ) بعد تمام مملکت را با پوسترهایش که دارد دست یک پیرمرد را می بوسد کاغذ دیواری می کند ، آن وقت تا در مورد تبلیغات ازش می پرسی ، یکهو عادت ایرانی اش گل می کند : من ؟ من که اصلا هیچی پول تبلیغات ندادم ، اگه چیزی هم بوده که تعدادش خیلی کم بوده ، یه عده از مردم اومدن خودشون پول جمع کردن ، از شام زن و بچشون زدن ، دادن چار تا دونه پوستر چاپ کردن ! و گرنه من که تا حالا پول برای تبلیغات ندادم و الی ما شا الله.
- همه ی ما ایرانی ها پوپولیست های کوچک حقیری هستیم ، وقتی هم یکی را می بینیم که دارد بیشتر از خودمان جاکش بازی در می آورد ، شروع می کنیم فحشش می دهیم. همین.
- این عادت ایرانی یک نتیجه ی مستقیم دیگر هم دارد که توی پست بعدی می نویسمش.
تصور کنید یکی از ما ، از کلاس اول دبیرستان ؛ می رود کلاس کنکور های مختلف ، در آزمون های مختلف شرکت می کند ، انواع کتاب های مختلف را می خواند ، برای هر درسش کلی معلم خصوصی می گیرد ، که کنکور قبول شود. خب مسلما کسی که این همه تلاش می کند ، نتیجه ی تلاشش را می گیرد و می شود نفر اول کنکور ؛ تا اینجا که همه چیز خوب بوده است ، اما آن عادت عجیب ایرانی از وقتی شروع می شود که این شخص را می آورند توی تلویزیون و یهو میزند زیر همه چیز : نه ! من اصلا تا حالا تو عمرم کلاس کنکور نرفتم ، من تا حالا معلم خصوصی نداشتم ! من تا حالا کنکور آزمایشی ندادم و الخ.
بعد ما که همه می شناسیم این ولد زنا را که دارد عین سگ دروغ می گوید ، همین جوری توی دلمان بهش فحش می دهیم.
اصلا بگذارید یک مثال دیگر هم بزنم : یکی از هم دانشگاهی های شما تصمیم میگیرد که یک ترم فلان درس را بخواند و نمره ی خوب بگیرد ، دیگر با هیچ کسی بیرون نمیرود ، جواب تلفن هیچ کسی را نمی دهد ، همه اش توی پر و پاچه ی استاد آن درس وول می خورد ( اگر دختر باشد ، خیلی بیشتر ) و خلاصه آخر ترم نتیجه ی درس خواندن ها و زحمت هایش را میگیرد و نمره ی آن درس 20 می شود. دوباره ناگهان ورق بر میگردد : من ؟ من که تا حالا درس نخوندم ! اصلا نمی دونم چرا 20 شدم ؛ من کلا 2-3 ساعت جزوه ی یکی از بچه ها را نگاه کردم.
حالا شما بیا و بگو که برادر من ، خواهر من ، خوبه همه دیدن که تمام طول ترم داشتی کون خودت را جر می دادی که نمره ی خوب بگیری ، اما مگه اثر می کنه ! نه آقا ، ایشون هیچی درس نخوندن و یهوئکی نمره شان 20 شده.
حالا خب معلوم است دیگر ، همین آدم می شود کاندید ریاست جمهوری مملکت ( اصولا در ایران همین مدل آدم ها می شوند کاندید ریاست جمهوری مملکت ) بعد تمام مملکت را با پوسترهایش که دارد دست یک پیرمرد را می بوسد کاغذ دیواری می کند ، آن وقت تا در مورد تبلیغات ازش می پرسی ، یکهو عادت ایرانی اش گل می کند : من ؟ من که اصلا هیچی پول تبلیغات ندادم ، اگه چیزی هم بوده که تعدادش خیلی کم بوده ، یه عده از مردم اومدن خودشون پول جمع کردن ، از شام زن و بچشون زدن ، دادن چار تا دونه پوستر چاپ کردن ! و گرنه من که تا حالا پول برای تبلیغات ندادم و الی ما شا الله.
- همه ی ما ایرانی ها پوپولیست های کوچک حقیری هستیم ، وقتی هم یکی را می بینیم که دارد بیشتر از خودمان جاکش بازی در می آورد ، شروع می کنیم فحشش می دهیم. همین.
- این عادت ایرانی یک نتیجه ی مستقیم دیگر هم دارد که توی پست بعدی می نویسمش.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تبلیغات 