کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
من و بازجوم انقدر با هم رفیق بودیم که حتی گاهی وقتا جامون را با هم عوض می کردیم و اون شیشه نوشابه اش را میداد دست من !
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
غلامحسین کرباسچی : شما در مقام ریاست جمهوری مصمم هستید که از هر ابزاری ، حتی آبروتون برای این کار استفاده کنید؟
مهدی کروبی : حتما این کار را می کنم ؛ اولا بنده قهرمان نیستم ، ثانیا هم یه سابقه و عقبه شما می دونید که دارم که به قهرمانی کاذب هیچ احتیاجی ندارم. ... من حاضرم تمام توانم را برای این کارها بذارم و از اون قهرمانی هام ، هیچ به دنبالش نیستم ، منافع مردم ، گرفتاری مردم ؛ زندگی مردم ؛ عزت و اقتدار این ملت ، برامون واقعا مهمه ....
غلامحسین کرباسچی : امروز هم اگر که شما رییس جمهور باشید ، فکر می کنید که دنبال خط امام ، از آبروتون مایه بذارید؟ ... شما دلخوش نباشید که براتون کف بزنن که شما قهرمان مبارزه ی با آمریکا هستید ، دلخوش باشید که واقعا برای این 12 میلیون نقر فقیر آمار رسمی یه فکری بکنید ، ولو به قیمت این که بگن شما سرتون را پایین اوردید و به هر حال این جام زهر را نوشیدید.
....
غلامحسین کرباسچی : آقای عبدی میگن آقای کروبی آدم بامرامیه ، ایشالا بعد از ریاست جمهوری هم بامرام بمونید. در مقابل کسانی که تعبیر ایشون اینه که بی مرام هستند !
- آقای کروبی ، تاریخ ایستادگی را از شما خواهد آموخت.کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
من گناه بزرگی در حق تمامی فلاسفه ی علم انجام دادم که هرگز خودم را نمی بخشم و حاضرم به خاطر آن هرگونه بازخواست و تنبیهی هم شوم : آنجا که بر نگشتم بزنم توی گوش کسی که بار اول عبارت " باور صادق موجه " را از من شنید و چند دقیقه بعدش داشت راجع بهش با خودم بحث می کرد.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
از جد ما نقل می کنند که زمان میان سالی اش ، در یکی از دهات اطراف اراک یک نفر ادعای امام زمانی می کند ؛ تقریبا همه ی مردم ده بلند می شوند و می روند ببینند این امام ظهور یافته را.
مردمی که می رفته اند ، هی به این جد ما اصرار می کنند که شما هم بیا برویم خدمت آقا برسیم که ایشان قبول نمی کند که نمی کند.
تا این که یکی از دوستان نزدیک جد ما ، با اصرار زیاد او را راضی می کند که : بیا برویم ، خودت با چشم خودت ببین ، اگر فکر کردی دروغ می گوید برگرد و بیا دیگر ، خلاصه هم فال است و هم تماشا.
آقا مطلب را کوتاه کنم ، ماجرا تا آنجا پیش می رود که این ها می رسند خدمت آن امام و می بینند که ایشان نشسته است و دستش را گذاشته روی پایش و مردم توی صف طویلی ایستاده اند و دارند دست ایشان را می بوسند.
رفیق جد ما ، رو میکند به جد بزرگوار ما و می گوید : حالا خودت باورت شد که این خود امام زمان است؟
جد ما هم می گوید : به خدا خود خود امام زمان است ، چون اگر هر کس دیگری به جز خود امام زمان بود به این مردمی که این جوری توی صف هستند ، به جای این که بگوید دستم را بوس کنید می گفت بیایید آنجایم را ببوسید!
لینک نیمه مرتبط : احمدی نژاد درون ما
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
مایی که انقدر کر شده ایم که " زبانی که هم زبان تو شده است" را بدون لکنت نمی شنویم ، خب حقمان فرعون است دیگر ، شاه ِ آب آورده را با ما چه کار؟
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

نمیدانم شما به دعا اعتقاد داری یا نه ، ولی راستش الان مدت زیادی است که هر وقت از آن خیابان ولی عصر رویایی میگذرم توی دلم هم که شده دعایت می کنم ، احمد نادعلیان عزیز. (+)
- بی ربط : برهانی که رد شد.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
زن ها ( و یا دخترها ) دلایل زیادی دارند که می روند سرِ کار ؛ البته این دلایل اولیه نیستند ، یعنی به خاطر این دلایل نیست که می روند سرِ کار ؛ بلکه اگر کسی بهشان بگوید چرا می روی ، یا مثلا یکی بگوید که نرو ، این دلایل را می آورند.
اما از بین همه ی این دلایل یکی هست که از همه قوی تر است و خب بین همه هم مشترک هست :
این همه سال رفتم درس خوندم ، حالا بشینم تو خونه؟
- من حتی دلایلی که خدا با آن اثبات می شود را نیز تمام و کمال می پذیرم.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
دو تایی وسط بادها جوری تلو تلو می خوریم که انگار داریم می رقصیم ، من دست تو رو میگیرم ، تو دست منو میگیری ، همه ی دشت را همین جوری طی می کنیم ، باد که شدیدتر میشه ، موهاتو باز میکنی تا باد شروع کنه به غوغا کردن ؛ یاد زادگاه مشترکمون می افتم : زاگرس ! تو اون ور زاگرس ، من این ور زاگرس ، همون جایی که فصل سردش ، خیلی زودتر از این جا ها شروع می شه.
همین جوری که داریم تلو تلو میخوریم ، من دست تو رو میکشم ، تو دست منو می کشی ، گاهی وقتا یواشکی بغلت می کنم و تو هم گاهی وقتا یواشکی منو بوس می کنی ؛ باد میاد توی موهات می پیچه و غوغا میکنه ، عین یه اسب چموش می چرخه دورمون ، بعد تو بر میگردی میگی : بیا دیگه جلوتر نریم ، من می ترسم گم بشیما.
که من بهت می گم : نترس ، سربازای گم نام امام زمان دارن می پامون.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تمدنی که تمام* ضرب المثل هایش تا این حد سخیف باشند ، تمام تاریخش مملو از حاکمانی این گونه است.
* بر تمام هم تاکید دارم .
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
+ عزیزم یه چیزی ازت بپرسم راستِ راستشو میگی؟
- آره عزیز دلم
+ تو قبل از من هم با کسی رابطه ی جنسی داشتی ؟
- اوهوم
+ با کی ؟
- با بازجوم!
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
یارو یه جوری میاد تو کامنت ها فحش میذاره که هرکی ندونه ، فکر میکنه من گرفتم مادر طرفو ...
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
همه ی آدم هایی که جومونگ را دوست دارند ، اعتقاد راسخی به وجود خدا هم دارند.
- اگر از طریق فید این وبلاگ را دنبال میکنید ، برای این که هر آپدیت شونصد بار توی ریدرتان نیاید ، مرحمت فرموده آدرس فید قبلی را پاک نمایید و از اینجا ماجرا را دنبال کنید.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
محبوب غیر علمی تخیلی باز من تصور میکند که چون من یک علمی تخیلی باز اصیل * هستم ، پس کاملا معتقدم که موجودات دیگری نیز در بقیه ی گیتی زندگی می کنند و حتما ما روزی با آن ها مواجه خواهیم شد!
اما من چون یک علمی تخیلی باز اصیل هستم ، انقدر احمق نیستم که این گونه تصوری داشته باشم ، بلکه کاملا معتقدم که ما در گیتی تک و تنها هستیم.
* اصیل در فارسی به خوبی منظور را نمی رساند ، کلا زبان فارسی انقدر مشکل دارد که نیازی نمیبینم وقت بگذارم و در حتی در مورد مشکلاتش حرف بزنم ، اما چون میخواهم نوشته ام ابتر نماند ؛ مجبورم لااقل اصیل را توضیح بدهم ، آنچه در اینجا با اصیل بیانش کرده ام ، مثلا شبیه است به یک لرد خیلی با اصل و نسب انگلیسی که در یک قلعه ی قرون وسطایی تک و تنها ( البته با چند خدمتکار ** ) زندگی می کند ، و با این حال همیشه ی همیشه لباس رسمی تنش می کند ، فهمیدید منظورم را؟
** می دانید که برای افراد اصیل خدمتکارها جزو انسان حساب نمی شوند ، و خب به همین دلیل همان تک و تنها درست است.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
اول این که معذرت میخوام از همه ی اونایی که تو این مدت فید من پدر گودرشان ، یا دیگر آر اس اس ریدرهایشان را در آورده.
دوم این که به خدا این ها تقصیر من نیست و تقصیر میهن بلاگه ! ولی خب شاید هم به قول حضرت زبلخان جنس بادوام باشد دیگر.
سوم این که فعلا آر اس اس را برده ام بر روی اینجا ، و شما می توانید از اینجا دنبال کنید ، یعنی عاجزانه خواهش میکنم که فید وبلاگ من را عوض کنید به این آدرس ، و این که اگر عصبانی شده بودید و پاک کرده اید ، الان این آدرس را اضافه نمایید.
چهارم این که امیدوارم دیگر میهن بلاگ هی یک بند برای اینجا چیز نفرستد و بلای قبلی سرم در نیاید.
دیگر عرضی نیست.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
خدمت برادر عزیزم جناب آقای مهاجرانی این پیام رو دارم که: دوست عزیزمن جناب آقای مهاجرانی اگر شما هم ایران بودید من فکر می کنم که وبلاگتون آپدیت نمی شد.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
- خب انقدر تکون نخور دیگه کورش ، لاحاف یخ کرد.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
قبلا تلویزیون ملی ! یه سریال میداد ، از همونایی که میخوان باهاش برینن به کل اخلاقیات جامعه ، بعد توش میگفت : مرد که از سر زندگیش بره ، معلوم نیست زنش کجا میره !
یادشون رفته که زن اگه زن باشه ، تا اخرش وای میسه.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
دیدیم در وبلاگستان و فرندفید یک بازی راه افتاده ملت اعتراف می کنند. ما به جایش یک جک قدیمی تعریف میکنیم:
سه نفر وایساده بودن بیخ دیوار داشتن می شاشیدن به دیوار مردم ، پاسبون میاد بهشون میگه شما دارین چی کار می کنین؟
اولی میگه من دارم می نویسم مرگ بر شاه ، پاسبونه میگه کار خوبی میکنی و ولش میکنه میره ،
دومی میگه : من دارم می نویسم درود بر فلانی ، پاسبونه اینو هم ول میکنه !
به سومی میرسه ، میگه داری چی کار میکنی ، اون بنده خدا هم میگه : والا به خدا من سوات درست و حسابی ندارم ، بیا خودت بگیرش هر چی می خوای بنویس.
- حالا ما هم سواد مواد نداریم ، کلا خودتون بیایید بگیریدش ، هر چی میخواید بنویسید دیگه !
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
من دیگه تا وقتی که ماشین نگیرم با هیچ دختری دوست نمیشم.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
صفحات : ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
