|
|
|
|
|
|
||
|
|
این مرداد هم از آن مرداد های تمام نشدنی است.
عمومی , |لینک
مطلب|
نظرات ()
نوشته شده توسط کارتاژ در چهارشنبه 9 مرداد 1387 و ساعت 02:07 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
و کدامیک میدانید که انسان نخستین ، در آن هنگام که هنوز هیچ ابزاری اختراع نشده بود ، چگونه درب کنسرو ماهی را باز میکرد؟
نوشته شده توسط کارتاژ در یکشنبه 6 مرداد 1387 و ساعت 10:07 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
این ابرها آمده اند که یک روز قبل از رصد ما آسمان را بپوشانند و من را تا سر حد مرگ حرص بدهند ، و بعد درست در شب رصد دمشان را بگذارند روی کولشان و بروند.
نوشته شده توسط کارتاژ در شنبه 5 مرداد 1387 و ساعت 09:07 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نه بیشتر کتاب منتخبات- احمدرضا احمدی
نوشته شده توسط کارتاژ در یکشنبه 30 تیر 1387 و ساعت 02:07 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
آدم دلیل کافی که برای زنده ماندن نداشته باشد ؛
نوشته شده توسط کارتاژ در دوشنبه 24 تیر 1387 و ساعت 08:07 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
خدا درد را آفرید.
نوشته شده توسط کارتاژ در سه شنبه 18 تیر 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فیلسوف ها یا آلمانی اند یا یک مشت الاغ.
نوشته شده توسط کارتاژ در سه شنبه 4 تیر 1387 و ساعت 01:06 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
![]() ![]() زن خداست. فریاد مورچگان - محسن مخملباف
نوشته شده توسط کارتاژ در شنبه 1 تیر 1387 و ساعت 03:06 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
من و تو آشنای سال های مشترک بودیم.
نوشته شده توسط کارتاژ در چهارشنبه 29 خرداد 1387 و ساعت 01:06 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
چی میشد اگه فقط دو تا دونه حرف اختلاف داشت؟
نوشته شده توسط کارتاژ در دوشنبه 27 خرداد 1387 و ساعت 03:06 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
لیست 100 تا وبلاگ برتر پرشین بلاگ را از کجا میتونم گیر بیارم یکم بخندم؟
نوشته شده توسط کارتاژ در دوشنبه 27 خرداد 1387 و ساعت 12:06 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
طاغوت نادیده گرفتن اسمی است که بایستی در دوران تجلی داشته باشد. نادیده گرفتن اسماء موجبات چندگانگی را فراهم می آورد.طاغوت وجود خارجی ندارد، چیزی است که هنگامی که وارد زندگی انسان شود بنا به ذات چندگانه ای که دارد موجب عدم ثبات در زندگی آدمی می شود. در صورتی که به تجلی اسماء توجه شود جایی برای ظهور طاغوت باقی نمی ماند. هر دوره ای و هر عصری تجلی یکی از اسماء است. تا عصر آخرالزمان که تمامی اسماء متجلی می شوند.مثلا در دوران تجلی خالقیت و وحدانیت ، عدم توجه به تجلی موجبات بت پرستی که همان طاغوت زمان بود را فراهم آورد. در حالی که با توجه به تغییر عصر، و شروع دوران عقلانیت بشر، نام دیگری در عالم متجلی می شود که عدم توجه به آن همان طاغوت است.به همین دلیل است که طاغوت را غالبا طاغوت دوران می نامند... ادامه دارد.
نوشته شده توسط کارتاژ در چهارشنبه 15 خرداد 1387 و ساعت 12:06 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
من تا به حال فکر میکردم که دخترها شوهر میکنن که رو دست مامانشون نمونن.اما خب واقعیت اینه که دخترها فقط به یه دلیل شوهر میکنن : این که آلبوم عکس های نامزدیشون را ور دارن بیارن به هم نشون بدن!
نوشته شده توسط کارتاژ در یکشنبه 5 خرداد 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ h2?
آقایان ِ بویل و ماریوت هیچ کدام محبوب غیر علمی تخیلی باز نداشته اند.
نوشته شده توسط کارتاژ در سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 و ساعت 07:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ خوش میروی در دام ما نتیجه اش این که از این به بعد باشگاه نجوم هم ترنج بیاورید تا ما دست هایمان را ببریم.
نوشته شده توسط کارتاژ در یکشنبه 29 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فکر میکنید چه حسی دارد هنگامی که بفهمید محبوب غیر علمی تخیلی باز شما یک علمی تخیلی باز خفن بوده است و شما نمی دانسته اید ؟
نوشته شده توسط کارتاژ در جمعه 27 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
هر چیزی بایستی دو حالت داشته باشد. چیزی که بیش از دو حالت دارد همان طاغوت است.
نوشته شده توسط کارتاژ در دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ حافظ خلوت نشین گه خورد رفت تو میخانه ، میکشیمش بیرون
حتما نبایستی تا مراغه رفت و آمد.
نوشته شده توسط کارتاژ در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شبیه به موسی که یک گوشه می ایستاد تا دختران نبی بیایند و آب برای گوسفندانشان بکشند ؛ ما نیز در حیاط دانشگاه کنار آب خوری می ایستیم تا دختران بیاییند و آب بخورند و بروند.فرق ما با موسی این است که اینان هیچ کدام دختر پیغمبر نیستند!
نوشته شده توسط کارتاژ در سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 و ساعت 05:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
ابرها رفتند.
نوشته شده توسط کارتاژ در جمعه 13 اردیبهشت 1387 و ساعت 06:05 ق.ظ
_ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
|
|