کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
ژانر : اینایی که جزو افتخاراتشون اینه که روی دسکتابشون به جز ریسایکلبین هیچ آیکون دیگه ای ندارن.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
در جهان سوم مردم موقع راه رفتن ، به جای این که جلوی پایشان را نگاه کنند ، زل می زنند توی چشم همدیگر.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
جهان سوم جایی است که روزنامه و حزب ندارد و سیاست کف خیابان تعیین می شود.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
جهان سوم تنها جایی است که هنوز هم عده ای وقت خود را برای ساخت محرک دائمی در زیرزمین خانه شان می گذارند و دولت هم 160 میلیون تومان به آن ها وام می دهد و اساتید فیزیکش نیز در دانشگاه از این طرح ها حرف می زنند و ذوق می کنند که با این محرک دائمی خوار و مادر آمریکا را یکی خواهیم کرد.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تاریخ به روایت خوار .. ده ها
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
من بی صبرانه و مشتاقانه منتظرم واسه انتخابات دور بعد ریاست جمهوری ، که فقط بشینم مناظره ی " اسفندیار رحیم مشایی " و " محمد باقر قالیباف " رو ببینم !
- بعد از این مناظره ی تاریخی تا آخر عمر کل وبلاگستان و توییترستان و ... سوژه دارند.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
وجهشبه هم این است که زنها [دخترها، فیمیلها] را آدم باید سوا کند.
باید در روابطاش کلاهاش را خوب قاضی کند. یعنی باید بداند برای چه
میخواهدشان. باید ذرهذره روحیاتشان را تحلیل کند، تجزیه کند. باید
وجودشان را، افکارشان را، اخلاقشان را، همه را آنالیز کند، مزه کند، توی
دستهبندیهایاش جا بدهد. بعد برود سراغ اقدامات مقتضی. و خب این کار
خوبیهای بسیار دارد ولی مهمترین خوبیاش این است که اینطوری دیگر تا دری
به تخته بخورد، از در و دیوار لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و رومئه و
ژولیت چیز نمیشود. که بعد هم آدم بماند و دستاش. دستی که توی پوست گردو
مانده و اینها. حالا این کف قضیه است. بعضی وقتها هم که کار از پوست گردو
خیلی فراتر میرود؛ دست آدم میماند و چیزهایی بس بزرگتر، و گشادتر، و
عمیقتر. به قاعدهی «تا دسته» و اینها.
مسأله ، زن ها بودند. - هادی نگارش
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
در جهان سوم شما می توانید هر روز صبح بروید و " حلیم بوقلمون با گوشت تازه ی گوسفندی " نوش جان کنید.
هیچ ربطی هم به دولت و رییس جمهور و نظام و دین و حمله ی اعراب و اینا نداره.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
ای کسانی که جاکوبز را بر نستله ترجیح می دهید ، خاک بر سرتان.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
اصلا گور بابای ما ، فقط این که جیمیل را بستید ، فرماندار گتوند باید برای رفاه حال ارباب رجوع هاش چی کار کنه؟
- مرتبط (+)
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
قدیم ترها ، یک جمله ای وجود داشت که ورد زبان بچه مدرسه ای ها بود ، کافی بود کسی یک جمله به شما بگوید تا با تندی داد بزنید : با کی بودی؟
بعد این " با کی بودی؟ " یک جواب هم داشت : با صدام.
یعنی کل ماجرا به این صورت بود که فحش خوار و مادر می کشیدی به طرف و طرف هم که حسابی شاکی شده بود بر می گشت و با حالت عصبانیت میگفت : با کی بودی؟ و شما هم اگر زور طرف از شما بیشتر بود می گفتید با صدام ، بعد هم خیال طرف راحت می شد که با او نبودید و خلاصه ماجرا ختم به خیر می شد.
اما یک آدمی مثل من ، که چگالی کرم درونش خیلی بیشتر از این حرفا بود ، با این چیزها ارضا نمی شد. یک بار کلاس سوم ابتدایی که بودم ، رفتم و هیکل گنده ترین کلاس پنجمی مدرسه را نشان کردم ، زنگ تفریح که رفت پای آب خوری و خم شد که آب بخورد ( در مدرسه ی ابتدایی همه برای آب خوردن لیوان شخصی داشتند ، اما برای کلاس پنجمی ها کسر شان بود که با لیوان آب بخورند ، و عین بچه راهنمایی ها با دست آب می خوردند ) رفتم بالا سرش و قائم خواباندم پس گردنش ! حالا نه طرف رو می شناختم ، نه هیچ چیز دیگری ! او هم بلند شد و یکم من را نگاه کرد و بعد به سمتم خیز برداشت و من را گرفت که شروع کند به زدن ، ناگهان من با قیافه ی حق به جناب گفتم : خب چرا میزنی ؟ من که با تو نبودم ، با صدام بودم !
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
توی مناظره ها به هاشمی توهین شد ، به خاتمی توهین شد ، به کروبی توهین شد ، به ناطق نوری توهین شد ، به موسوی توهین شد ، به کرباسچی توهین شد ، به زهرا رهنورد توهین شد ، به نوه ی امام توهین شد ، به بهشتی توهین شد ، به زن کرباسچی توهین شد ، به مهدی هاشمی توهین شد ، به فائزه هاشمی توهین شد ، به خیلی های دیگه هم توهین شد ، اما مهم نبود ، اما همین که فلاحیان دو کلمه راجع به دهنمکی حرف زد ، یهو تماس تلفنی باهاش گرفتن و سریع بهش وقت دادن که از خودش دفاع کنه و خدای نکرده توی رسانه ی ملی با آبروی مومن بازی نشه.
- پیشنهاد میشه فردا حوزه های علمیه و همین طور صنف موتورسواران به علت توهین به ساحت مقدس دهنمکی تعطیل بشن.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
آن شماره ها دوباره چاپ می شد و نسخه های اصلی به وادی عدم سپرده می شد و نسخه های تصحیح شده به جای آن ها در بایگانی قرار می گرفت. چنین روند مستمر تغییر نه تنها درباره ی روزنامه ها مرعی می شد که در مورد کتاب ها ، نشریات ادواری و جزوه ها هم و پوستر ها ، اعلامیه ها ، فیلم ها ، نوارهای صدا ، کارتون ها ، و عکس ها نیز هم - هر نوع نوشته جات یا سندی که دلالت سیاسی یا ایدئولوژیکی داشت. روز به روز و تقریبا دقیقه به دقیقه ، گذشته منطبق با کیفیت حال می شد. از این راه هرگونه پیشبینی " حزب " را با مدرک مستند میشد درست جلوه داد ؛ هرگونه خبر یا اظهار نظری هم که با نیاز های حال در تضاد بود ، از لوح هستی پاک می شد. تمام تاریخ لوحی محفوظ بود که به تناسب ضرورت پاک می شد و دوباره رقم زده می شد. کار که انجام می گرفت ، به هیچ راهی نمی شد ثابت کرد که جعل حقیقتی صورت گرفته است. بزرگترین بخش " اداره بایگانی " که بسیار بزرگتر از محل کار وینستون بود ، شامل افرادی بود که وظیفه شان عبارت از ردیابی و گرد آوری تمام نسخ کتاب ها ، روزنامه ها و دیگر اسناد بود که از حیز انتفاع افتاده و مشمول انتفاع شده بودند.
جرج اورول - 1984
ترجمه ی صالح حسینی
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
ما با یک پدیده ای مواجهیم ، که میاد تو تلویزیون ، زل میزنه توی دوربین و همین جوری دروغ میگه !
نقل به مضمون از مهندس میرحسین موسوی.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
آدم که نیستی ، لااقل انسان باش.
از سری جملات قصار دخترانه .
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
محمد جان ، ایراندختت حرف ندارد.
فقط یک ستون روزمرگی ها کم دارد که بدهی احمد زیدآبادی بنویسید. شهروند را یادت هست؟
ممنوع کرده اند که زید آبادی تا پایان عمر ( ِ جمهوری اسلامی ) بنویسد. اما اشکالی ندارد. امروز که ایران دخت را می خواندم ، هر بار که به نام عسگر اولادی می رسیدم ، ناخودآگاه خنده ای بر دهانم می نشست و یاد احمد می افتادم که اصرار داشت حتما نامش را کامل بگوید : حبیب الله عسگر اولادی مسلمان ( تازه ؟ ). این یکی را که دیگر حتما یادت هست.
ممنوع کرده اند که زید آبادی تا پایان عمر ( ِ جمهوری اسلامی ) بنویسد ، اما هنوز ممنوع نکرده اند که وقتی مجله می خوانیم یادش نکنیم.
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تو هم جزو ابتلائات دنیوی ام حساب می شوی؟
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
از دیگر نشانه های ظهور ، خروج سید خراسانی از اردبیل است!
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
- آقازاده چی کاره هستند؟
- وزیر نفت.
این یکی از اولین جک های سیاسی توی جمهوری اسلامی ایران بود!
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 ...
